السيد الطباطبائي

303

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

شده است . پس در نتيجه مذهب وثنيت متأخرتر است . و اما آنچه كه در ذيل اشكال گفته شده كه : « انسان در آغاز پيدايش نوع خود مادى بوده » دروغى است كه هيچ گونه دليل منطقى ، علمى يا فلسفى بر اثبات آن اقامه نشده و تنها پشتيبان آن ادعاى ماديين است ! خداى هستى همه كمالات هستى را دارد چنان كه يك نگاه ساده به برهان‌هاى گذشته در اثبات يكتايى و تنهايى ( نفى كثرت و نفى شركت ) خداى هستى كافى بود همچنين تأمل جزئى ، ثبوت اين نظريه را كه « خداى هستى ، همه كمالات هستى را دارد » مسلم مىسازد ، زيرا اگر به خداى جهان از اين سوى « برهان » نگاه كنيم كه وجود دهنده و هستىبخش جهان است و در مقاله نهم روشن ساختيم كه علت فاعلى بايد داراى كمالى باشد كه به معلول خود مىدهد ، ناچار حكم خواهيم كرد كه بخشاينده هستى همه كمالات هستى را داراست . و اگر به خداى جهان از اين سوى « برهان » نگاه كنيم كه واقعيت مطلق از آن او است ، ناچار هر كمال و فعليّت واقعى نيز از آن او خواهد بود . مثلًا در هر يك از موجودات جهان فعاليتى به حسب حال خودش تا حدى كه شرايط زمانى و مكانى آزادش گذاشته باشد مشهود است و البته فعاليت نامبرده از قدرتى كه موجود نامبرده دارد ، سرچشمه مىگيرد . و چون اين قدرت كمالى است واقعيت‌دار ، پس از واقعيت مطلق ( وجود خدا ) سلب نمىشود . و نيز قدرت نامبرده پديده‌اى است كه از علت پيدا شده ، پس ناچار علت فاعلىاش داراى آن مىباشد . و مثلًا در بسيارى از موجودات ، صفت كمالى به نام « علم » داريم ، چنان كه در انسان و ساير جانوران زنده پيداست . و هم چنان كه در قدرت گفته شد ، علم نيز چيزى است واقعيت‌دار و معلول است ، پس براى خداى جهان اثبات خواهد شد .